خرید بک لینک
ساعت 12.5 شب تو آشپزخانه خانه پدری همه خوابن

نرگس دنبال من تو تاریکی دویده اومده آشپزخانه که بگه

مامان اصلا بهتر ترامپ مسلمونا رو راه نمیده

چرا دخترم

چون آنجور آدم خوبا نمیرن اونجا و آدم بدی هم نمیشن

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۵ساعت 15:42  توسط مامان نرگس |

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 2:27

نرگس دم پایی رو با شتاب در میاره پرت میشه به سمت بالا و می افته رو شومینه حدود یه ساعت بعد آقای پدر با یه کیک کوچیک میان و نرگس غافل گیر میشه یه جشن کوچک میگیریم و تولدشان رو تبریک میگیم آخر شب نرگس بانو میگن مامان من نمیدونستم که پنج ساله شدم

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 2:27

این روزا نازنین زینب می خواد ما رو صدا کنه معمولا با جان میگه

مثل آبجی جان

لبته بیشتر وقتی که .........

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۵ساعت 17:29  توسط مامان نرگس |

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 2:27

روز شنبه با نازنین زینب رفتیم دنبال آبجی جان قبل از اینکه نرگس رو برداریم رفتیم مسجد نماز ظهر و عصر جلو ما دو تا خانم مسن نشسته بودن که با دو تا چار پایه پلاستیکی نماز می خوندن رکعت دوم بودیم که زینب خانم حوصله شون سر رفت و از جاشون بلند شدن و

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 2:27

این رو زا نازنین زینب هر چی رو می خوان صدا کن یه جان میذارن آخرش

ای جان بابا جان ماهی جان عزیز جان.....

چند روزه قبل به بابا جون علی می گفتن علی جان!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۵ساعت 20:19  توسط مامان نرگس |

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 2:27

دیشب ساعت یازده دختر همسایه دوست جون نرگس خانم اومده بودن نون بگیرن.نرگس در رو باز کرد و به آقای پدر گفتن نون می خوان بعد هم رفت سراغ تی کشیدن سرامیک ها

یه دفعه رو به من و باباش با خنده گفت مامان دوستم فک کرده خونه ی ما نوتوایی ست

برچسب: نانوایی, نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 2:27

دیروز رفته بودیم منزل آقای برادر برا روضه،نازنین زینب عزیرم رو بردم دستشویی ،درحالی که داشتم لباسش رو در می آوردم تا برن دستشویی یه خانمی جلوی آینه داشتن چادر و مقنعه شون رو تنظیم میکردن،چادرشون رو دادن جلو طوری که ابروشون رو بپوشونه من که سرم

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 2:27

صفحه بندی